بس كه ابري ست هواي پرواز آسمان بغض كبوتر شده است
ساقه زرد غمي در دل من ريشه كرده ست ،تناور شده است
مي گويند كسي ادعايي كرده است گزاف و همچون رؤسايش كه خويش را قيمان و سخنگويان ملت بزرگ ايران مي دانننند، اين نيز خویش را سخنگوي خانواده بزرگ شهداي انقلاب اسلامي پنداشته است و ايشان را مزدوران جاسوس و خبرچينان گوش به فرمان خويش.
در مصاحبه اي حسينعلي عليخاني نامي كه از او به عنوان دبیر شورای مرکزی کمیته انضباطی وزارت علوم نام برده مي شود، گفته است: "در دانشگاهها بیش از 100 هزار دانشجوی شاهد و ایثارگر هستند که این افراد سربازان امام زمان هستند و در کنار سایر دوستان مانع از این می شوند که آشوب و تنشی در دانشگاهها به وجود آید" . به زعم وی این قشر از دانشجویان ابزارهاي سركوبي هستند كه از حركتهاي اعتراضي و حق جويانه دانشجويان ممانعت خواهند نمود.
اين اولين بار نيست كه اهانت و هتاكي به خانواده زجر ديده شهداي جنگ تحميلي آن هم از طرف مقامي رسمي صورت مي گيرد. هنوز داغ زخم زبانهاي آن بي انصاف در هفته هاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، سخت تر از داغ شهادت باكري ها بر گرده خانواده ايشان باقي مانده است. هرچند اين خانواده نيز همچون همه وابستگان صديق شهدا گرده هاي خويش را براي خنجر نشستگان ديروز و بر مسند نشستگان امروز آماده كرده اند، اما ديگر نمي توانند تهمت خبرچيني و جاسوسي و ابزار سركوب بودن را نيز تحمل نمايند. آن بي خبري كه چنين چوب حراج به اعتبار سرمايه هاي اين كشور مي زند بد نيست كه عنوان كند كه در همه حركات سركوبگرانه گذشته و حال و حتي در پروژه زننده و حرمت شكنانه دفن شهدا در دانشگاهها، كدامين فرزند يا برادر يا خواهر شهيدي حاضر به خوش خدمتي بوده است؟ آيا فراموش كرده اند در زمان همين انتخابات رياست جمهوري كه به سنت اين سالها در چنين زمانهايي فضاي سياسي نسبتا باز مي شود، فرزند شهيدي از دانشجويان دانشگاه اميركبير به جرم حق گويي و حق خواهي در زندان به سر مي برد؟
آيا فراموش كرده اند كه بسياري از كساني كه به جرم هاي مضحك و خنده آور در حال اعتراف كردن هستند، يا خانواده شهيدند يا از وابستگان شهدا يا از رزمندگان، فرماندهان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس؟ احتياج به نام بردن است؟ عبدالله مؤمني، عيسي سحر خيز، فيض الله عرب سرخي (برادر دو شهيد)، جواد امام و ....
آقاي مسؤولي كه با خيال راحت ما را خبر چين و جاسوس كودتاچيان خوانده اي! بدان كه خانواده هاي شهيدان رجايي، همت، باكري، داوود كريمي، زین الدین، آويني و بسيار شهيدان ديگر به نمايندگي از همه ما، پيش و پس از انتخابات موضع خانواده شهدا را در حمايت از راه سبز مردم ايران عنوان كرده اند و هر كسي خود را به خواب نزده باشد هم اين موضع را مي داند و هم مي فهمد. ما به عهد خويش با عزيزان شاهد خود همواره پاي بند بوده و هستيم تا نگهبان راستي و درستي و دفاع از دين خدا در مقابل جمود و تحجر و فرصت طلبي باشيم و بر سر خونشان هم با كسي معامله نمي كنيم. ما آرمان ايشان را نيك مي دانيم ، شما هم مي خواهيد بدانيد؟ آرماني كه خون هاي سرخ بسيار برايش ريخته شد راستي و صداقت بود (يعني مبارزه با دروغ) يكرنگي بود (يعني جنگ هميشگي با تزوير و ريا) عدالت و آزادگي بود (يعني مبارزه با بي عدالتي و استبداد) اينها همين آرمان امروز ملت ايران است كه به خاطرش كشته و مجروح مي شوند، آيا بين شما و اين آرمانها نسبتي برقرار است كه خود را سخنگوي آن بدانيد؟
چند روزي ست كه از غربت باغ علف هرزه ،صنوبر شده است
روزگاري ست كه از وهم نقاب دل آيينه مكدر شده است
لاله در گوش گل نرگس گفت: پاي چشم شهدا تر شده است.
برادر شهيد مجيد سماواتيان و
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد عباسپور


در توصیف اهمیت انتخابات آزاد، عادلانه، رقابتی و سالم به عنوان یکی از نمادهای دموكراسی، بسیار گفته و شنیده شده است. در این میان اما سلامت انتخابات به عنوان بحثي فراحزبي و فراجناحي، از اهمیت دوچندانی برخوردار است. چرا که اساساً انتخاباتي ميتواند نمایانگر اراده رأی دهندگان و واجد اثر باشد كه اولیٰ ترين عنصر خويش يعني سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد. انتخابات اگر در دنياي امروز ابزار منطقی و کم هزینه ای جهت تغییر مشی ها و روشهاست، به غير از ساختار دموكراتيك و توسعه يافته، نیازمند عنصر سلامت و بي طرف بودن مجريان آن و یا حداقل وجود امکان نظارت نهادهای بیطرف است. مسئله اي كه با توجه به اتفاقات رخ داده در طي چند انتخابات اخير، همچنين يكدست شدن كامل اركان نظارت و اجرا و اقدامات سوال برانگيزی از جمله تغییر اكثریت كاركنان ستاد انتخابات كشور در اواخر سال گذشته( به بهانه غيرقابل قبولِ افزايش بهره وري)، نگرانيها و دغدغه هايي را در خصوص سلامت انتخابات، حتي در سطح مقامات كشور ايجاد كرده است. 