تبليغاتX
قصه ی غصه
باغ يكپارچه خنجر شده است      قصه زخم،مكرر شده است
بس كه ابري ست هواي پرواز      آسمان بغض كبوتر شده است
ساقه زرد غمي در دل من          ريشه كرده ست ،تناور شده است

مي گويند كسي ادعايي كرده است گزاف و همچون رؤسايش كه خويش را قيمان و سخنگويان ملت بزرگ ايران مي دانننند، اين نيز خویش را سخنگوي خانواده بزرگ شهداي انقلاب اسلامي پنداشته است و ايشان را مزدوران جاسوس و خبرچينان گوش به فرمان خويش.


در مصاحبه اي حسينعلي عليخاني نامي كه از او به عنوان دبیر شورای مرکزی کمیته انضباطی وزارت علوم نام برده مي شود، گفته است: "در دانشگاهها بیش از 100 هزار دانشجوی شاهد و ایثارگر هستند که این افراد سربازان امام زمان هستند و در کنار سایر دوستان مانع از این می شوند که آشوب و تنشی در دانشگاهها به وجود آید" . به زعم وی این قشر از دانشجویان ابزارهاي سركوبي هستند كه از حركتهاي اعتراضي و حق جويانه دانشجويان ممانعت خواهند نمود.


اين اولين بار نيست كه اهانت و هتاكي به خانواده زجر ديده شهداي جنگ تحميلي آن هم از طرف مقامي رسمي صورت مي گيرد. هنوز داغ زخم زبانهاي آن بي انصاف در هفته هاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، سخت تر از داغ شهادت باكري ها بر گرده خانواده ايشان باقي مانده است. هرچند اين خانواده نيز همچون همه وابستگان صديق شهدا گرده هاي خويش را براي خنجر نشستگان ديروز و بر مسند نشستگان امروز آماده كرده اند، اما ديگر نمي توانند تهمت خبرچيني و جاسوسي و ابزار سركوب بودن را نيز تحمل نمايند. آن بي خبري كه چنين چوب حراج به اعتبار سرمايه هاي اين كشور مي زند بد نيست كه عنوان كند كه در همه حركات سركوبگرانه گذشته و حال و حتي در پروژه زننده و حرمت شكنانه دفن شهدا در دانشگاهها، كدامين فرزند يا برادر يا خواهر شهيدي حاضر به خوش خدمتي بوده است؟ آيا فراموش كرده اند در زمان همين انتخابات رياست جمهوري كه به سنت اين سالها در چنين زمانهايي فضاي سياسي نسبتا باز مي شود، فرزند شهيدي از دانشجويان دانشگاه اميركبير به جرم حق گويي و حق خواهي در زندان به سر مي برد؟


آيا فراموش كرده اند كه بسياري از كساني كه به جرم هاي مضحك و خنده آور در حال اعتراف كردن هستند، يا خانواده شهيدند يا از وابستگان شهدا يا از رزمندگان، فرماندهان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس؟ احتياج به نام بردن است؟ عبدالله مؤمني، عيسي سحر خيز، فيض الله عرب سرخي (برادر دو شهيد)، جواد امام و ....


آقاي مسؤولي كه با خيال راحت ما را خبر چين و جاسوس كودتاچيان خوانده اي! بدان كه خانواده هاي شهيدان رجايي، همت، باكري، داوود كريمي، زین الدین، آويني و بسيار شهيدان ديگر به نمايندگي از همه ما، پيش و پس از انتخابات موضع خانواده شهدا را در حمايت از راه سبز مردم ايران عنوان كرده اند و هر كسي خود را به خواب نزده باشد هم اين موضع را مي داند و هم مي فهمد. ما به عهد خويش با عزيزان شاهد خود همواره پاي بند بوده و هستيم تا نگهبان راستي و درستي و دفاع از دين خدا در مقابل جمود و تحجر و فرصت طلبي باشيم و بر سر خونشان هم با كسي معامله نمي كنيم. ما آرمان ايشان را نيك مي دانيم ، شما هم مي خواهيد بدانيد؟ آرماني كه خون هاي سرخ بسيار برايش ريخته شد راستي و صداقت بود (يعني مبارزه با دروغ) يكرنگي بود (يعني جنگ هميشگي با تزوير و ريا) عدالت و آزادگي بود (يعني مبارزه با بي عدالتي و استبداد) اينها همين آرمان امروز ملت ايران است كه به خاطرش كشته و مجروح مي شوند، آيا بين شما و اين آرمانها نسبتي برقرار است كه خود را سخنگوي آن بدانيد؟

چند روزي ست كه از غربت باغ     علف هرزه ،صنوبر شده است
روزگاري ست كه از وهم نقاب       دل آيينه مكدر شده است
لاله در گوش گل نرگس گفت:        پاي چشم شهدا تر شده است.


برادر شهيد مجيد سماواتيان و
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد عباسپور

+ نوشته شده توسط سمواتیان در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت |

۲ یا ۳ سال قبل در زمان ماجرای حمله به دانشگاه مازندران وزیر اطلاعات همین آقای اژه ای (رض!) فرمودند که دانشجویان در فکر براندازی نرم هستند همون زمان در دانشگاه تجمعی برپا شد و من در آنجا صحبتی با این مضمون داشتم که اگر یک زمان قرار باشد که انقلاب کنیم مطمئن باشید  که خیلی هم نرم نخواهد بود حالا این روزهای که تقریبا همه داشتند انقلاب مخملی میکردند و خودشون هم نمی دانستند به ذهنم رسید که آیا واقعا انقلاب مخملی در ایران امکان پذیر هست یا نه؟

اساسا انقلاب مخملي در كشوري قابل طرح است كه سابقه حاكميتش در واكنش به اعتراضات مردمي چه از طريق اعتراضات خياباني و چه از طريق مطبوعات آن كشور تا حدودي داراي حوصله و صبر بوده باشد ولي در ايران با توجه به سابقه حاكميت كه حتي در برابر تجمع جانبازان جنگ تحمیلی كه در بهشت زهرا برگزار شد (مهر ماه گذشته) و يا نسبت به مطبوعات كه ديگر جاي بحث ندارد نه تنها صبر و منش منطقی از خود نشان نداده است بلکه بسيار خشن هم رفتار ميكند با این مقدمه بدیهی است جايي براي انقلاب مخملي در ایران وجود ندارد شايد بتوان پذيرفت كه انقلاب خشن در ايران رخ دهد ویا اصلاحات در ایران هنوز (البته شاید) قابل اجرا باشد ولی انقلاب مخملی هرگز توان اجرایی ندارد.

به خوبی می دانیم مردمی که کوچه و خیابان رفتند خوب می دانستند که عناصر نظام با آنها شوخی ندارد اگر شانس داشته باشند فقط گاز اشک آور به خوردشان می دهند پس برای یک حرکت با کلاس و لطیف دست به اعتراض نزدند می دانستند که با آنها چه خواهد شد.

در پاسخ به این مطلب ممکن است بعضی عنوان کنند که نکته همین است اصلاح طلبان احمقانه دنبال انقلاب مخملی بودند. اما این نکته را نباید فراموش کرد که اگر بپذیریم که آن ها احمقند رسما باید پذیرفت بسیاری از افرادی که انقلاب کردند ویا حدود ۲۰ سال از عمر ۳۰ ساله انقلاب ایرن حکومت در دست آنها بوده احمقند.  آیا کسی که تا این حد نمی فهمد و حوس انقلاب مخملی در ذهن خوددارد می تواند ۲۰ سال این مملکت را اداره کند (البته بگذریم چگونه اما در هر صورت از شرایط فعلی قطعا بهتر بود).

به هرشکل فعلا آنها سواره اند بقیه پیاده یا تا این مسیر تاریخ چه کسی را به زیر پالان کشد.

+ نوشته شده توسط سمواتیان در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت |

در توصیف اهمیت انتخابات آزاد، عادلانه، رقابتی و سالم به عنوان یکی از نمادهای دمو‌كراسی، بسیار گفته و شنیده شده است. در این میان اما سلامت انتخابات به عنوان بحثي فرا‌حزبي و فرا‌جناحي، از اهمیت دوچندانی برخوردار است. چرا که اساساً انتخاباتي مي‌تواند نمایانگر اراده رأی دهندگان و واجد اثر باشد كه اولیٰ ‌ترين عنصر خويش يعني سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد. انتخابات اگر در دنياي امروز ابزار منطقی و کم هزینه ای جهت تغییر مشی ها و روشهاست، به غير از ساختار دموكراتيك و توسعه يافته، نیازمند عنصر سلامت و بي طرف بودن مجريان آن و یا حداقل وجود امکان نظارت نهادهای بی‌طرف است. مسئله اي كه با توجه به اتفاقات رخ داده در طي چند انتخابات اخير، همچنين يكدست شدن كامل اركان نظارت و اجرا و اقدامات سوال برانگيزی از جمله تغییر اكثریت كاركنان ستاد انتخابات كشور در اواخر سال گذشته( به بهانه غيرقابل قبولِ افزايش بهره وري)، نگرانيها و دغدغه هايي را در خصوص سلامت انتخابات، حتي در سطح مقامات كشور ايجاد كرده است.
لذا در اين شرايط وظيفه ملي، ديني و روشنفكري تك تك ايرانيان است كه هر یک به سهم خویش ، با استفاده از هر امکان و ظرفیت قانونی که میسر است، در راستای صيانت از آرای ملت بکوشند. پر واضح است که با همه نگراني‌ها و دغدغه‌هايي كه در خصوص سلامت انتخابات وجود دارد، نباید از ترس مرگ خود كشي كرد و حضور خود را بي‌فايده و پيشاپيش خود را در راه صیانت از آرای ملت ناکام و بازنده دانست.

"کمیته مستقل مردمي صيانت از آرا" نیز در این راستا توسط جمعي از فعالين سياسي، صنفي و اجتماعي تشكيل شده است تا به نوبه خود و به مقتضاي توان خويش، با تلاش در راستای آموزش و اطلاع‌رساني ، بخشيازوظيفه ملي و مسؤوليت اجتماعي خويش را در خصوص صيانت از آرای ملت، به انجام رساند. اين گروه البته تاكيد مجددی دارد بر دو اصل اساسي استقلال گروه از جریانهای سیاسی و همچنین ضرورت فعاليت در چارچوب ظرفيتهاي قانوني موجود.  

ين كميته، از همه فعالين و گروههای سياسي ،صنفي، مدنی، فرهنگي، مذهبي ، قومي و... درخواست مي نمايد كه با كنار نهادن تحليل هاي برخاسته از اعتقاد به تعیین نتیجه انتخابات از پیش و نااميدي از تغيير وضعيت موجود ، به عنوان اذهان بيدار جامعه و ديده‌بانان مستقل، همه توان و پتانسيل خود را در حفظ و صيانت از آرای ملت به كار گرفته و به صورت مستقل، خودجوش و غير متمركز به سازماندهي و برنامه ريزي در این زمینه بپردازند.  

در همين زمينه این كميته نيز پيشنهاداتي را به شرح ذيل ارائه مي نمايد كه توسط هر شهروند مسؤولي قابل پيگيري است:

بر اساس مفاد قانون انتخابات رياست جمهوري و آيين نامه اجرايي مربوطه، اركان انتخابات رياست جمهوري شامل دو ركن اصلی نظارت و اجراست که به طور كلي وظیفه نظارت ، بر عهده هیات نظارت شورای نگهبان، و اجرای انتخابات نیز بر عهده "معتمدين هیات ‌های اجرایی" و "اعضاء شعب اخذ رای" می باشد. چنانچه در بیانیه شماره یک کمیته نيز ذکر شده است، هدف و خواست اصلي اين كميته آن است كه در راستاي اطمينان‌بخشي به عموم هموطنان و اثبات سلامت انتخابات، در گزينش مجریان انتخابات، اعم از "معتمدين هياتهاي اجرايي" یا " اعضاي شعب اخذ راي" ، از نمايندگان گروههاي مختلف اجتماعي، خصوصاً چهره‌هاي مستقل و موجه، كه( همگي بهترين مصاديق و شايسته ترين ها براي عنوان معتمدين محلي هستند) ، استفاده شود.

نكته ظريفي كه مي بايست بدان اشاره شود اين است كه همين نفس ذكر عنوان "معتمدين محلي" ، خود گوياي قائل شدن و تاكيد قانونگذار بر حق نظارت مردم بر انتخابات و نحوه تعيين سرنوشت خود است. با اين وصف آیا می توان گفت كه درخواست اجراي قانون، و برنامه‌ريزي و سازماندهي در اين راستا، بی‌قانونی است؟!

مطابق قانون انتخابات ریاست جمهوری، پس از صدور دستور شروع انتخابات از طرف وزیر کشور، جهت تعيين ارکان اجرایی انتخابات، فرماندار هر شهرستان و همچنين بخشدار هر يك از بخشها، نسبت به دعوت از سی نفر از معتمدين آن بخش اقدام می‌نماید. هيات معتمدين هر بخش، پس از تشكيل جلسه داخلي، از بين خود ٨ نفر را به عنوان اعضاي اصلي و ٥ نفر را به عنوان اعضاي علي البدل هيات اجرايي انتخاب مي‌نمايند و بدين ترتيب با حضور اين منتخبين، فرماندار(بخشدار)، رئيس ثبت احوال، دادستان و يكي از اعضاء شوراي شهر، هيات اجرايي بخشها و شهرستانها تشكيل مي‌گردد. وظيفه اصلي هياتهاي اجرايي انتخاب تعداد و محل شعب اخذ راي و همچنين اعضاي هر شعبه اخذ راي می‌باشد.

با عنايت به آنچه بیان شد ضروری است گروهها و افراد صاحب نام  و شناخته شده در هر بخش و شهرستان، از بخشداريها و فرمانداریها تقاضای دعوت به عضويت در جمع "معتمدین هياتهاي اجرايي" در گام اول و "اعضاء شعب اخذ رای" ، در گام بعدی نمایند. بديهي است اگر برگزار كنندگان انتخابات حسن نيت داشته باشند (كه فرض ما در انجام چنين فعاليتي، همين حسن نيت است) اين درخواستها را با آغوش باز پذيرا شده و سلامت انتخابات را مهر تاييد مجددي خواهند زد.

بدون شک اعتمادسازی پیش از برگزاری انتخابات، به وسیله فراهم نمودن زمینه نظارت افراد و گروههای مستقل بر روند برگزاری آن، می تواند زمینه مشارکت بسیاری از کسانی  را فراهم نماید که به دلیل نگرانی از عدم قرائت صحیح آرایشان، از شرکت در انتخابات خودداری می‌نمایند. و بدین ترتیب آنها را به حضور در پای صندوقهای رأی و در نتیجه افزایش درصد مشارکت در انتخابات، ترغیب نماید. 

 با توجه به زمان محدود باقیمانده، ضروری است این درخواستها سریعاْ مطرح و پیگیری گردد به نحوی كه دير اقدام كردن و اتمام مهلت قانونی، زمينه اي براي مخالفت با حضور معتمدين واقعي مردم نگردد.( مطابق بررسی های صورت گرفته، هیاتهای اجرایی از تاریخ ١٥ اردیبهشت و همچنین اعضاء شعب اخذ رای، ٩ روز قبل از روز اخذ رأی، یعنی بعد از تاریخ ١٣/٣/٨٧ به صورت رسمی تشکیل خواهند شد).

نکته اساسی که لازم می دانیم بر‌ آن تاکید نماییم و امیدواریم از طرف گروههای مختلف به خصوص گروههاي حاضر در صحنه انتخابات مد نظر قرار گیرد، این است كه نبايد با اين استدلال كه نمايندگان نامزدها مي‌توانند در شعب اخذ راي و هياتهاي اجرايي(به عنوان ناظر و بدون حق دخالت اجرایی)حضور داشته باشند، تلاش در جهت عضويت در هياتهاي اجرايي و عضویت در شعب اخذ رأی شعب (به عنوان اعضای اصلي و داراي حق رای و دخالت اجرایی) ، به دست فراموشي سپرده شده و همه توجه و پتانسیلها در بحث صیانت از آرا، صرفاً بر سازماندهی "نمایندگان نامزدها" متمرکز گردد.

در پايان به استحضار ميرساند، سايت اينترنتي www.seyanat88.com طی چند روز آتی جهت پوشش اخبار كميته در دسترس خواهد بود.

بسان رود كه در نشيب دره سر به سنگ ميزند

 رونده باش

اميد هيچ معجزي زمرده نيست،

  زنده باش  

با آرزوي روزهايي بهتر

کمیته مستقل مردمي صيانت از آرا  

+ نوشته شده توسط سمواتیان در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت |

شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه امیر کبیر روز دوشنبه ۸/۲/۸۸ اعلام روزه سیاسی کردند. 

در ادامه متن بیانیه انجمن:

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان پیرامون ادامه بازداشت دانشجویان و فعالان سیاسی

آنچه که در چند ماه اخیر بر دانشجویان این  مرز و بوم گذشته است،فصلی دردناک­تر از قصه­ی سال­ها مطالبه­گری و اصلاح­طلبی دانشجویان، این قلب تپنده­ی ایران عزیز است. دانشجویان پاکدلی که در راه آرمان­های پیشرفت و آزادی کشور خود،حاضر به تحمل تازیانه­های سرد و دردناک تحجر و تعبیرهای نادرست و مغرضانه شده­اند.

دانشجویان محبوس،تجسمی از ایمان به عقیده و دست شستن از دنیا برای اصلاح امور هموطنان عزیز هستند.

خشونت و سرکوب، عقب ماندگی را به بار می­آورد و عقب ماندگی، درهای آسایش و آرامش روانی و اجتماعی و عدالت را به روی مردم ایران می­بندد و این روند، پشت­پایی به اهداف انقلاب اسلامی ایران می­باشد.

از آنجایی که سی سال از حرکت ملت ایران به سوی خود­باوری، آزادی، برابری و استقلال می­گذرد و امروز شعارهایی چون مهرورزی و عدالت در تریبون­های دولتی ادعا می­شود، بدیهی است که هر نوع برخورد نظامی و اطلاعاتی که هدفی جز سرکوبی دانشجویان در جهت تامین منافع سیاسی و جناحی ندارد، شدیدا محکوم است.

زندانی کردن دانشجویان و فعالان سیاسی چه به دلیل داشتن روش و نگرشی دیگرگون برای رسیدن به اهداف انقلاب و چه به دلیل نیاز سیاسی و راضی نگه داشتن هواداران، مذموم و ناپسند است.

از افراد پایبند به اهداف انقلاب، حمایت از آزاد کردن این دانشجویان و فعالان سیاسی انتظار می رود.

افرادی که مقبولیت و وجود خود را مدیون خون شهدا هستند، نباید از هیچ­گونه برخورد و هزینه­ای برای اهداف انقلاب مردم ایران، هراسی داشته باشند و ازهر­گونه فرصتی برای حمایت از دانشجویان کوتاهی کنند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق (شهید عباسپور تهران) ادامه بازداشت غیر­قانونی دانشجویان و فعالان سیاسی را محکوم می­کند, و بدین وسیله خواستار حمایت مراجع تقلید و نامزدهای ریاست جمهوری از آزادی دانشجویان و فعالان سیاسی می­باشد.

در خاتمه با توجه به حبس غیر­قانونی و غیر­منصفانه دانشجویان و نیز نزدیکی به فصل برگزاری انتخابات از حاکمیت جمهوری اسلامی می­خواهیم با آزاد نمودن این دانشجویان آرامش را به فضای آکادمیک کشور باز­گرداند. 

 

 

+ نوشته شده توسط سمواتیان در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت |

هنوز که هنوز است نام جنبش دانشجويي براي بسياري از زنان و مردان اين مرز و بوم، تلاش در جهت تامين آزادي و مطالبات مردم را خاطرنشان مي کند. دانشجويان ديروز اما اين روزها در گروه هاي مختلفي تقسيم شده اند.گروهي با نااميدي از تغيير اوضاع و شرايط راه هجرت گزيده اند و گروهي ديگر هنوز کورسويي از اميد در دلهاي خود به يادگار باقي گذاشته اند. کورسوي اميدي که در معرض تهديد بادهاي هرزه اي قرار گرفته است.
دانشجوياني که روزگاري دل نگران آزادي و حقوق شهروندي مردمان ايران زمين بودند پس از ساليان، نه تنها آن دغدغه ها را پا برجا مي دانند، كه اينک با وجود پيشرفتهاي رخ داده در کشور در اثر تلاشهاي پيشينيان، دغدغه هاي جديد يافته اند و بايد دغدغه معاش مردمان ايران زمين را در دلهاي نگران خود داشته باشند.اگر روزگاري برخي حاکمان ديرشنوا ، حقوق مردم را صدقه اي مي دانستند که خود به مردم عطا کرده اند، آنان اينک نه تنها آزادي، بلکه معاش مردمان را صدقه اي مي پندارند که آنان بايد اعطايش کنند.گويي اين مملکت را صاحبي غير از آنان نيست.هزينه کردهاي سليقه اي بودجه و بذل و بخشش هاي ملوکانه در تبليغات استاني از جيب مردم ، به نام مردم و به کام خود ، تا مورد آخر يعني توزيع سيب‌زميني‌هاي رايگان ، نشانه هايي از اين نوع نگاه هستند.
دانشجويان ديروز هنوز رويداد بزرگ و تاريخي دوم خرداد ٧٦ را به خاطر دارند. در اوج نااميديها و هنگامي که گروهي سواري خود بر اسب قدرت را دائمي مي پنداشتند، پيشگام دعوت از مردي صادق براي حضور در انتخابات رياست جمهوري شدندتا اميد به تاريخي ديگر براي مردمان ايران زمين رقم خورد. سالياني گذشت و دانشجوياني که آرمانهاي خود را درمسير تحقق مي ديدند اميدوارانه دل به رخدادي نوين بسته بودند غافل از اينکه ترک قدرت براي عده اي چندان سنگين بوده که حاضرند اصول خود را کنار نهاده و بي اصولي را بنا نهند.پس از ساليان سال اينک دانشجويان ديروز هر يک راهي براي خويش گزيده اند، اما هنوز بسياريشان دل در تکرار حلاوت خاطره شکست حاکميت يکدست دارندو اميدي ديگر يافته اند تا معاش و آزادي صدقه اي را در کنج تاريخ ببينند.
دانشجويان ديروز دانشگاه صنعت آب و برق که در دوران دانشجويي خود توفيق فعاليت در انجمن اسلامي دانشجويان را داشته اند اينک فرصتي يافته اند تا همگام با ديگر فرزندان ايران زمين درانديشه رها سازي ملت ايران از معاش صدقه اي، با وجود انتقادات جدي که به سيستم انتخابات فعلي دارند، به مشارکت فعال درانتخابات رياست جمهوري و استفاده از اين فرصت جهت ايجاد تغيير سازنده در روند اداره امور کشور بپردازند. آنان براي خود دلايلي دارند که با مردمان اين مرز و بوم در ميان خواهند گذاشت. آن چه اينک پيش رو است برخي از دلايل دانشجويان ديروز و خدمتگذاران هميشگي اين مرز و بوم است:


١- با وجود اينکه بخش زيادي از قدرت سياسي،اقتصادي و رسانه اي در اختيار نهادهاي انتصابي و خارج از حيطه دولت است، با اين حال نبايد با تحليل ها و فرضيات غير واقعي، نقش دولت در نحوه اداره کشور را کم اهميت جلوه داد. خصوصاً اينکه تجربه عملکرد دولت در سه سال و نيم گذشته به خوبي نشان داد که نحوه عملکرد دولت مي تواند نقش تعيين‌کننده‌اي در سرعت بخشيدن به روند توسعه و يا بالعکس پسرفت و نابودي کشور داشته باشد. بنابراين تصميم گيري در خصوص نحوه مشارکت در انتخابات آتي مي بايست با اصلاح اين فرض و البته با لحاظ ساير الزامات و پيش نيازهاي حداقلي يک انتخابات سالم، آزاد و رقابتي صورت پذيرد.
٢- دانشجويان ديروز به رسم دلبستگي هاي ديرين ، بيش از همه همچنان انديشه دانش و دانشگاه دارند. آن چه دراين ساليان برسر دانش و دانشگاه آمده است ،دست كمي از انديشه سوزي و دانش سوزي مهاجمان به اين سرزمين ندارد.مديراني که بايد برحکم وظيفه مدال و نشان برسينه فرزندان فرهيخته و كوشاي اين سرزمين به سبب تلاش براي ادامه تحصيلشان مي آويختند،ستاره هاي محروميت از تحصيل را در كنار نامشان نهادند. محروم ساختن فعالان دانشجويي منتقد از ادامة تحصيلات عالي، احکام تعليق و اخراج و محروميت از تحصيل عليه دانشجويان، انحلال انجمن هاي اسلامي و تشکل هاي دانشجويي مستقل در دانشگاه ها، صدور احکام حبس و بازداشت عليه فعالان دانشجويي منتقد، از بين بردن استقلال دانشگاه و تحميل رؤساي فرمايشي بر دانشگاه هاگسترش نفوذ حاكميت نهادهاي نظامي،امنيتي در دانشگاهها، تنها نمونه اي از بسياري مصائب است که بر سر دانش و دانشگاه آمده است.


٣-دانشجويان ديروز هرچند که در تلاش معاش گرفتار شده باشند اما همچنان آزادي را همچون گوهري جستجو مي کنند.آزادي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي از جمله دغدغه هايي است که دانشجويان ديروز همچنان به آن مي انديشند.هرچند که تحديد آزاديها سالياني است که رسم شده است اما چند سالي است که اين رسم قوت بيشتري گرفته است.محدوديتهاي ايجاد شده براي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي دانشجويي، مطبوعات، احزاب ، نهادهاي مدني، فعالين زنان و تشكلهاي كارگري نمونه هايي از افزايش تحديدها در ساليان اخير است.


٤- آمارهايي که با وجود آمارسازيهاي انجام شده نشان از اوضاع وخيم اقتصادي کشور دارد، از جمله افزايش نرخ تورم، بالا رفتن نرخ بيکاري، افزايش ضريب جيني بعنوان شاخص توزيع نا عادلانه ثروت،گراني بي سابقه مسکن،تشديد تحريمها،رکود شديد در پروژه هاي عمراني وخالي شدن حساب ذخيره ارزي، نشان از ضرورت حضور دولتي دارد که حداقل گوشي براي شنيدن توصيه هاي متخصصان اقتصادي داشته باشد نه اينکه انان را به داشتن انديشه هاي قديمي و غربي متهم نمايد.


٥- قانون گريزي، تخلفات مختلف مالي و اداري که گوشه اي از آن در گزارش تفريغ بودجه سالهاي٨٥ و٨٦ ديوان محاسبات منتشر گرديد، از جمله انحراف ٥٤ درصدي از قانون بودجه سال ٨٦ (مجلس دست چين شده از دوستان دولت، گزارش از ١٤٠٠ تخلف و به عبارتي ٧ تخلف در هر روز مي دهد) ، واريز نشدن بيش از يک ميليارد دلار از درآمدهاي حاصل از فروش نفت به خزانه در سال٨٥ ، همچنين افزايش غيرقانوني تعرفه هاي برق در سال ٨٦ نمونه هاي بارزي از عملکرد دولت در اين زمينه است.


٦- تصميمات عجولانه و غيرکارشناسي در مجموعه دولت و تشديد آن پس از انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي به دستور رييس جمهور، يکي از شاخصه هاي اصلي دولت نهم است. نمونه کوچکي از اين تصميمات خلق الساعه و فرد محور را در موضوع عدم تغيير ساعت رسمي کشور در شروع سال٨٥ ،که بنا به گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس منجر به خسارت حدود سيصد ميليارد توماني به کشور شد مي توان ديد.
اگرچه هر ملتي فرصتي را براي تغيير تاريخ خود دارد اما شايد اين فرصت ها هميشگي نبوده و هميشگي نباشد پس بهتر آن ا ست که به انتظار فرصت هاي جديد، گذر فرصت هاي پبش رو را نظاره نکرد. دانشجويان ديروز، اينک بنا به آنچه گفته شد و دلايل بيشمار ديگر که ذکر آنها در اين مجال نمي گنجد، تصميم گرفته اند در انتخابات رياست جمهوري دهم راي دهند و ديگران را نيز به همراهي در سرنوشت سازي و ايجاد تغيير سازنده در کشور فراخوانند.
لذا با توجه به مباحث پيش گفته و ضرورت تغيير در مديريت اجرايي كشور ، همچنين با عنايت به سوابق ارزنده و مديريت شايسته جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي در دوران ‌٨ ساله جنگ و تاکيد ايشان بر حمايت از آزادي بيان ، مطبوعات واحزاب و توجه ويژه به فعاليتهاي فرهنگي و هنري، ادوار انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعت آب و برق(شهيد عباسپور) ضمن احترام به ساير کانديداها و حاميان ايشان، از بين گزينه هاي موجود، آقاي مهندس ميرحسين موسوي را مناسب ترين گزينه براي در دست گرفتن سکان اجرايي كشور دانسته و حمايت قاطع و همه جانبه خود از ايشان را اعلام مي دارد.
در پايان اين مجموعه اهم درخواستها و انتظارات خود از ايشان را به شرح زير اعلام مي دارد:

- استفاده از همه ظرفيتهاي ممکن علي الخصوص پتانسيل گروههاي اجتماعي جهت صيانت از آراي مردم در انتخابات آتي به عنوان گام اساسي جهت پيروزي و فراهم شدن زمينه ايجاد تغيير.
- عملياتي نمودن کليه مفاد قانون اساسي بويژه توجه به اجراي کامل مفاد فصل سوم قانون اساسي در خصوص حقوق ملت.
- اهتمام ويژه به استقلال دانشگاهها و انتخابي شدن رؤساي دانشگاهها، حمايت از آزاديهاي آکادميک و همچنين اصلاح قوانين محدود کننده فعاليتهاي دانشجويي، جلوگيري از برخورد با فعالين و لغو احکام غير عادلانه تعليق دانشجويان و تشکلهاي دانشجويي.
- احياء سازمان مديريت و برنامه ريزي و ساير نهادهاي مشورتي و کارشناسي کشور که در دولت فعلي منحل و يا به حاشيه رانده شده اند.
- پرهيز از نگاه ايدئولوژيک و آرمانگرايانه به بحث انرژي هسته اي و توجه به اصل هزينه- فايده و لحاظ منافع ملي در تصميم گيريهاي مربوط به اين موضوع.
- تلاش در جهت حذف ايدئولوژي محوري و دشمن جويي و اولويت دادن به تامين منافع ملي در روابط و مناسبات خارجي
- تسريع در روند خصوصي سازي و كوچك سازي دولت و همچنين جلوگيري از واگذاري پروژه هاي عمراني و صنعتي به پيمانکاران نظامي و دولتي در شرايط غيررقابتي.
- ملاك قرار دادن تخصص و تجربه جهت به كار گماردن افراد در مناصب اداري.
- حمايت از فعاليت احزاب و نهادهاي مدني، افزايش مراودات با آنها و استفاده از پتانسيل ايشان در اداره امور کشور.
به اميد داشتن ايراني آزاد، آباد، و سربلند.
ادوار انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعت آب و برق(شهيد عباسپور)

+ نوشته شده توسط سمواتیان در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت |
یاران دبستانی و غیره عزیز توجه فرمایید

یاران دبستانی عزیز و غیره توجه فرمایید

احتمالا اگه خدا قوت بده غصه قصه غصه گو تا چند روز آینده آپ خواهد شد

در همین رابطه فرموده شده است

لاکن شما خیال نکنید قصه غصه را غصه گو آپ خواهد کرد قصه غصه را خدا آپ خواهد کرد!

+ نوشته شده توسط سمواتیان در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت |

دانشجويان:

احسان منصوری،مجید توکلی،احمد قصابان، معصومه منصوری، پدرام رفعتی، مازیار سمیعی، علی عزیزی

و علی نیکونسبتی

به چه جرمي در زندان هستند؟

نمي دانم شما كه اين مطلب را مي خوانيد كجا هستيد و مشغول به چه كاري ولي احتمالا همراه دوستانتان در حال گپ و گقت و گو هستيد و يا در خلوت خود در جايي گرم و راحت نشسته ايد و مشغول به خواندن اين مكتوب؛ اما در همين لحظه ۷ نفر از ياران دبستانيمان به جرم پيگيري حقوق دانشجويان به جرم اين كه مي خواهند حقيقت را از تزوير اين حكومت بيرون كشند و يا به جرمي كه ديگری مرتكب آن شده در پشت ميله هاي زندان در تنهايي وحشت آوري نشسته اند و اگر هم كسي تنهايشان را پر كند آن فرد كسي نمي تواند باشد جز بازجويان و شكنجه گران بند 209 اوين

حتما اخبار را در چند هفته اخير كه از سال تحصيلي مي گذرد از منابع گوناگون مطالعه کرده اید 3 تن از دنشجويان امير كبير در حالي كه فقط و فقط با استناد به اعتراف هايي كه در زير شكنجه انجام داده اند به حبس متهم شده اند و آن هم در حالي كه هم در داداگاه و هم قبل از بازدادشتشان منكر جرم خود يعني انتشار نشريه هاي بهار پارسال در امير كبير شده اند؛ پس از صدور اين احكام بسياري از دانشجويان در دانشگاههاي گوناگون در سطح كشور ساكت نماندند و فرياد آزادي خواهي براي براي اين دانشجويان سر دادند كه در پي آن حاكميت كه نمي خواهد هيچ صداي مخالفي از گلوي اين ملت بيرون بيايد اقدام به دستگيري فله اي فعالين دانشجويي در كشور زد، 5 دانشجو اميركبير و 7 دانشجو در علامه و دست آخر هم كه علي عزيزي و علي نيكو نسبتي از شوراي مركزي دفتر تكيم وحدت را از دم تيغ گذراندند. اين در حالي بود كه علي نيكو نسبتي با يورش نيروهاي امنيتي در منزل وی دستگير شد و برادر وي از برخورد بد نيروهاي امنيتي با خانواده وي خبر داد.

به اعتقاد بسياري از فعالين سياسي دلايل اصلي برخوردهاي اخير دو موضوع زير است:

1- آقايان حاكميت بر اين توهم هستند كه جنبش دانشجويي جنبشي است قائم به افراد و در در صورت بازداشت و به انفعال كشاندن تك ستاره هاي آن توانايي سركوب اين جنبش را خواهند داشت غافل از این که صدای اعتراض نه از یک فرد و یا یک جریان بلکه از عموم دانشجویان بر می خیزد. اين جنبش از حرکتی است تشكيل شده از اهورايي ياني سر بلند در مقابل ملتشان اگر روزي هم آقايان همه دانشجويان آزادي خواه و عدالت طلب دانشگاه را به پشت ميله هاي زندان بكشند چون اين جنبش، بدنه و خواسته هاي خود را ازمتن جامعه مي گيرد هرگز از حركت نخواهد ايستاد.

2- اين دستگيري ها در ادامه سناريو ايست براي 16 آذر امسال تا مبادا دانشجويي در روز دانشجويايي در روز دانشجو فيلش ياد هندوستان كند و از دانشجويان زنداني خبري بگيرد! و باز هم خواب اين خفتگان ديو سيرت را آشفته سازد که زنگار قلبشان روزهامان را فرا گرفته است اما باز هم خانه بر آب ساخته اند بدانند كه اين سركوب ها شايد چند صباحي زندگي را بر ايشان راحتر سازد اما تا زماني كه بر روال گذشته و حال خود اسرار دارند هرگز رنگي از آسودگي نخواهند ديد.

در پايان اين شعر آز مرحوم قيصر امين پور ذهنم را روشن می سازد كه مي گويد:

سرا پا اگر زرد و پژمرده ايم

ولي دل به پاييز نسپرده ايم

+ نوشته شده توسط سمواتیان در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت |
این مطلب در نشریه نظر دانشگاه صنعت آب و برق به مدیر مسئولی دوست خوبم احسان داروی منتشر شد.

به نام خداوندي كه فرمود : و كساني كه مردان و زنان مومن را بي آنكه مرتكب (عمل زشتي) شده باشند آزار مي دهند قطعا تهمت و گناهي آشكارا، به گردن گرفته اند ( احزاب آيه 58)
هنگامي كلمات را بر اوراق كاغذ مي نگارم كه دردي قلبم را آكنده كرده و فكري مغزم را آزار مي دهد درد تلاش گروهي از دانشجويان كه اراده اي جز احقاق حقوق ملت ندارند و ره آوردي جز عشق به مردم خود در توشه همت خود و فكر تهمتي كه امروز ظاهرا لغلغه زبان هر كسي است كه دستي از مهر بر سر اين دانشجويان دارد.
ديروز با گزارشهاي عمال خود در خصوصي ترين رفتار دانشجويان خود را شريك كردند و ايشان را به كميته انضباطي جهت فرافكني و سركوب جريان دانشجوئي در دانشگاه كشاندند و بسياري از فعالين شوراي صنفي را به كميته انضباطي احضار كردند و امروز به جفاي كلامشان سعي در تخطئه انجمن اسلامي دانشجويان و فردايشان هم از امروز و ديروزشان پيداست. ظاهرا بايد بيلان عداوتشان  را از خون دل عشاق بنويسند البته اين بيلان به رنگهاي بسياري آغشته است از برخورد با ميهمانان انجمن اسلامي گرفته كه كمينه آن است تا فضاي پليسي كه در آن نفس مي كشيم.
داستان داستان حراستي است كه به جاي حفظ امنيت دانشگاه از طرق منطقي و منطبق بر شئون جوامع آكادميك سعي در ايجاد فضائي پليسي دارد و انجمن اسلامي را كه اصيل­ترين و با سابقه ترين تشكل دانشجوئي است ، ((انجمن وهابي ها)) مي­خواند و به جرم انتقاد از محمود احمدي نژاد ايشان را به بي ديني متهم مي كند كه نمي دانم در كدام منش اسلامي و حتي غير اسلامي انتقاد گناه است و چه گناهي كه باعث شود قومي از اسلام بيرون خوانده شوند و پيروان چه منشي اين تهمت را وارد مي كنند. منشي كه مقتداي آن حضرت علي عليه السلام در آن مي فرمايد: ((از حقوق من بر گردن شما آن است كه … در پيدا و پنهان مرا نصيحت كنيد ...))البته تا جائي كه من مي دانم در منش اسلامي ما توهين وتهمت و آنهم  تهمت به خروج از دين خدا بهتان سنگيني است .
دوستان دانشجو
بغض در گلوهايمان ماسيده و درد در تنمان تنيده و خشم در چشمانمان لخته زده و نمي دانم تا كي بايد بدين مارش گوشخراش گوش جان بسپاريم .
جناب آقاي غلام نژاد
رياست محترم حراست و امور محرمانه

محرمانه در گوشتان فرياد مي كشم كه سندان ما  سخت تر از پتك شماست  و بدانيد كه دانشجويان ساكت نمي مانند تا پرسنل تحت امر شما هر چه خواستند بگويند بخندند و بروند.
شايسته است  هرچه زودتر با عذرخواهي رسمي از  انجمن اسلامي درصدد جبران  توهين صورت گرفته برآييد.       

+ نوشته شده توسط سمواتیان در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت |

امشب كه اين مكتوب را مي نويسم شب قدر است، چند روز پيش وقتي با آرمين دوستم صحبت مي كردم در پاسخ به سوالي كه از او داشتم گفت: شايد شب قدر امشب نباشد هر چند صحبت او از سر حاضر جوابي بود اما باعث شد جرقه نوشتن اين مطلب به ذهنم برسد. در اين مطلب ابتدا به ياري خداوند منان نياز دارم سپس به ياري فكري شما خوانندگان عزيز و اميدوارم كه با نظرات نقادانه خود چراغي شويد براي ظلمت فكر بنده.

براي استدلال خود به داستاني اشاره مي كنم كه بسيار شنيده ايم و آن داستان حضرت آدم (ع) ميوه ممنوعه را خورد وي را از بهشت راندند اما نكته اي اغلب در مورد اين داستان ناديده گرفته مي شود، كه آيا نه مگر بهشت و جهنم تجسم اعمال ما مي باشد و آيا نه مگر كه آدم اولين انسان خلق شده بود پس در آن زمان نمي توانسته كه بهشتي و يا جهنمي وجود داشته باشد كه آدم و حوا از آن اخراج گردند البته در قرآن نيز در سوره بقره در حين ذكر اين داستان از لفظ جنت استفاده مي كند كه احتمالاً جنت باغي است بوده است كه در بعضي از كتب نقل شده كه اين باغ در نزديكي مشعر الحرام است.

حال مراد از اين اشاره: تجسم اعمال ما انسان ها مي تواند هم تجسّمات دنیوی داشته باشد و هم تجسّماتي اخروي، تجسمات دنيوي مانند اينكه ما كاري انجام دهيم كه در واكنش به اين عمل كسي رنجيده خاطر شود و يا باعث صدمه به كسي شويم و نيز بالعكس به اين صورت رخ نمايي كند كه باعث خشنودي و يا نفعي به كسي ديگر شود. از اين نوع واكنش ها در دنياي ما به صورت مستقيم و يا غير مستقيم فراوان  است كه فصل مشترك تمام آن ها دخيل بودن عنصر دنيوي در آن هاست ديگر نوع تجسم، تجسم اخروي اعمال است (مراد عينيت بخشي است) كه اين دو گونه از تجسم اعمال داراي يك تمايز اساسي نسبت به هم هستند به اين صورت كه تجسمات دنيوي از جنس واكنش بوده ولي تجسمات اخروي از جنس خود كنش در عالم ربوبي هستند. اما نكته اي هنوز وجود دارد، اينكه اگر آدم ميوه ممنوعه را خورد و گناهي مرتكب شد بديهي است يا بايد واكنش آن را در همان جا به صورت موجودات حاضر در آن مي ديد و يا اينكه اين عمل وي بايد بصورت گناهي در پرونده اعمال وي در ج مي شد تا در روز رستاخيز به نامه اعمالش رسيدگي مي شد پس واكنش خداوند در بيرون راندن آدم (ع) از جنت بايد تابع نوع ديگري از جزاي الهي باشد جهت روشن تر شدن مثال ديگري عرض مي كنم: در قسمتي از سوره آل عمران كه اشاره به داستان حضرت عیسی دارد و در نهايت داستان خداوند در قرآن مي فرمايد: "و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين (آیه ۵۴)" كه به معني "آنها مكر كردند پس خدا نيز مكر كرد كه خداوند بهترين مكر كنندگان است" اين نشان مي دهد كه مكر کفار در مورد حضرت عیسی پاسخي از مكر خداوند را به همراه داشت و در همين جهان.

پس نوع سومي از جزاي اعمال، كه همانا واكنشي است در عالم ربوبي به عملي و يا اعمالي در عالم ماده.

و اما در باب شب قدر: اين شب از دو جنبه قابل بررسي:

1- جنبه دروني و جنبه فردي آن به اين معنا كه وقتي كسي 2 دهه با روزه داري خود خويشتن را از بسياري از گناهان بر حذ مي دارد احتمالاً بايد به تجربه اي روحاني دست يابد.

2- جنبه اتفاقات بيروني مانند نزول ملائكه در اين شب و يا نزول قرآن، كه بنده در باب هر يك به اختصار توضيحي عرض مي كنم.

            الف- نزول ملائكه در اين شب: با اتكا به استدلالات پيشين به زعم بنده اگر  جامعه اي 20 روز به داري سر كند مي تواند به جايگاهي برسد كه شأنيت اين را داشته باشد كه ملائكه براي اين جامعه و يا حتي براي يك نفر در يك جامعه نزول كند  و اين همان واكنش در عالم ربوبي است كه تحت تأثير عمل يك فرد يا جامعه است.

            ب- شب نزول قرآن: بديهي است در صورتي كه نزول قرآن در ماه ديگري بود و در شب ديگري باز هم آن شب براي مسلمانان شبي عزيز مي بود و باز هم بديهي است شب نزول قرآن به هيچ وجه نمي تواند وام دار ماه رمضان  باشد ولي خداوند با حكمتي زيبا اين شب را در ماه رمضان قرار داد تا با اتكا به مدتي كه روزه دار بودند و از بسياري از گناهان دوري كردند داراي قلبي آماده تر براي فهم مضامين قرآني باشند.

و كلام آخر نامعلوم بودن زمان شب قدر براي عامه مردم و نيز تأثير گذاري اشتباه در مشخص شدن هلال ماه رمضان در شب قدر نيز خود مؤيدي بر اين مطلب است كه شب قدر ببيشتر تحت تأثير تجربيات و حياني هر فرد مي تواند باشد.

+ نوشته شده توسط سمواتیان در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت |

 منتسکیو در بر خورد با یک ایرانی در یک قهوه خانه در فرانسه پس از اینکه از وی می پرسد کجایی هستی و او پاسخ می دهد ایرانی می پرسد: "چگونه می توان ایرانی بود؟" اما جناب آقای منتسکیو  که خداوند شما را رحمت کند پاسخ این سوال شما کاملاْ به زمان وابسته است! مثلاْ در زمان انقلاب با افتخار که ماییم که چنین می کنیم و اما دریغ از سازیی که آن شب وزدیم و صبح های زیادی است که صداییش را می شنویم. و یا مثلا چند روز پیش که آقای رئیس جمهور به آمریکا رفته بودند:

 در مجموع اگر از پرسش و پاسخ ها بگذریم سخنرانی های خوبی داشتند آنقدر خوب که براحتی می توان از جمله "فقط یک min دیگه" ایشان گذشت. اما دانشگاه کلمبیا و اینجاست که باید به آقای منتسکیو گفت نمی دانم شاید الان و البته در چند مورد کوچک دیگر نتوان خیلی از افتخار حرفی نزد، افتخار ملتی که نماینده (حقیقی /and,or/!) آن با آنکه می دانست چه آشی برایش پخته اند با آنکه می دانست رئیس دانشگاه کلمبیا اعلام کرده است که ما شما را دعوت کرده ایم تا نفرت خود و مردم آمریکا را از شما به شما اعلام کنیم و با اینکه آقای رئیس جمهور را می خواستند در بدو ورود به دانشگاه بازرسی بدنی کنند و با آنکه...

ولی آقای رئیس جمهور شجاع ما مانند خان رفتند، ماندند، شنیدند، لبخند زدند، دست تکان دادند، و در اخر هم مانند یک خان از آن دانشگاه رفتند و البته داستان به همان جا ختم نشد فردای آن روزهم هم قطاران قطار ترمز بریده ی ایشان هم فریاد احسنت و مرحبا بود که برای ایشان سر دادند تلویزیون هم که تا دیروز صورت خانم هایی که در جشن سینمای ایران حضور داشتند و خدای ناکرده جایزه هم می گرفتند را سانسور می کرد، امروز عکسی از هر خانمی که بدلیل محبوبیت رئیس جمهور از چند سانتی ایشان قرار داشتند نشان می داد البته احتمالاً در این سخنرانی خاص تجربیات سریال اوشین هم بی تأثیر نبوده (شفاف سازی: منظور دیگر گونه نمایی حقایق است) و بله از دست نون قرض داد این جماعت […] که بر جعبه سیاه جادویی پخش می شد.

 آماا قصد من از این مکتوب به هیچ وجه تأیید کارهای مسئولین دانشگاه کلمبیا نیست هر چند که آنها از قبل اعلام کرده بودند که قرا نیست در اینجا به آقای رئیس جمهور دکترای افتخاری! بدهند ولی داستان را هم نباید اینقدر از حد بیرون می بردند. اما شاید باورتان نشود قصد من از این مکتوب حتی کارهای آقای رئیس جمهور که سخنرانی کردند یا نکردند و یا اینکه فلانی این را گفت و ... نیست چون همه این مجموعه از آقای رئیس جمهور گرفته تا صدا وسیما و کلمبیایی ها[1] در اصل خویش ظاهر شده بودند و اگر غیر از این عمل می کردند عجیب بود، حقیقتش وقتی سخنرانی را دیدم یاد کنفرانس برلین یادم افتادم که چگونه همین جعبه سیاه داستان ها برایش ساخت و آن خدا خیر دیده ها را به اتهام حضور در آن کنفرانس که در آن به یکی دیگه اسلام و نظام جمهوری اسلامی توهین شده بود به زندان انداختند و بله همون دیگه که:

                                       گنه کرد در بلخ آهنگری

                                  به شوشتر زدند گردن مسگری

در متن دفاعیات اکبر گنجی خواندم که گفته بود: "شما نمی توانید کسی را به این جرم که کس دیگری به اسلام و جمهوری اسلامی توهین کرده مؤاخذه  کنید با این ترتیب فرض کنید زندان بانی را که هر روز به تعداد خیلی بیشتری از دست فحش ها می شنود احتمالاً باید روزی چند بار اعدام شود." ولی آقای گنجی خوشحالم که هستی و میبینی که رئیس دولتی که وزیر اطلاعاتش در آن زمان قاضی بود، وزیر کشورش اطلاعاتی ودبیر شورای امنیتش رئیس صدا سیما و باز هم ... و حالا!!! در ولایت ما به این تشابهات اتفاقی می خندند در ولایت شما نمی دانم.


[1]     منظور در این جا دانشجویان، اساتید، مسئولین و... دانشگاه کلمبیا است

+ نوشته شده توسط سمواتیان در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت |

خدمت تمای دوستان عرض ادب واحترام دارم و البته پوزش نیز هم چون احتمال می دهم که به خاطر عادت معهود ایرانیان از سر تعارف این مکتوبات را تحمل می کنید البته خوب چه کنم، شاید این بار برای من آبرومندانه تر باشد!(ساموئل بکت: دائم سعی کردی و دائم شکست خوردی، مهم نیست باز  سعی کن و باز شکست بخور این بار آبرومندانه.) .

و اما بعد؛ روزها روزهای ماه مبارک رمضان است و می خواهم مطالب خود را با در میان گذاشتن غصه ای قصه گونه از درون خود با شما آغاز کنم.

روزگاری ولایتی را خشکی به شدت گرفتار کرده بود و روزگار سختی بر مردم آن ده می گذشت. مدتی بر این منوال گذشت تا اینکه بزرگان ده جمع شدند تا راهی بیابند، هر کدام از ایشان راهی پیشنهاد می کرد. یکی می گفت 50 کیلومتری ده سدی هست نامه بدهیم اداره آب از آنجا برایمان آب لوله کشی کنند؛ دیگری می گفت کوه های اطراف ما حوزه های آب زير زميني غنی دارند باید قنات حفر کنیم و از این دست پیشنهادات بود که در آن جمع مطرح می شد و هر کدام به اندازه فهم خود پیشنهاد دیگری را رد می کرد اما جالب این بود که در آن میان پیری بود به ظاهر مرشد تر، او پس از هر پیشنهاد تنها می گفت "آسان است" و دیگر هیچ؛ تا آنجا این روال ادامه داشت که یکی از بزرگان که ادعای علم و فضلش بیشتر بود پیشنهاد داد که مردم را جمع کنیم تا همگی برویم بالای تپه ای که حاج خیر الله را آنجا دفن کردیم و در آنجا نماز باران بخوانیم. حاج خير الله خدا بیامرز می گفت چند بار آقا را آنجا زیارت کرده با مطرح شدن این پیشنهاد همه سری به نشانه تایید تکان دادند. ولی پیر گفت "سخته ولی ممکنه، باشد بگویید برویم اما این را هم به مردم بگویید جز با یقین میسر نمی شود." همه لحظه ای سکوت کردند انگار حرف پیر را هم می فهمیدند هم نمی فهمیدند سکوت ادامه داشت تا اینکه یکی از آنها گفت: "حاج آقا شما نگران نباشید مردم ما همه اهل عبادتند کار آنها جز به نام خدا آغاز نمی شود و جز به نامش تمام". القصه قرار شد فلان روز پس از نماز ظهر و عصر همه با هم به قصد تپه به راه افتند.

روز مورد نظر فرا رسید مردم در مسجد ده جمع شدند و پس از اقامه نماز دسته جمعی بسوی تپه در حال حرکت بودند كه پیر نیامد از وی پرسیدند حاج آقا ما را همراهی نمی کنید؟ پیر گفت: شما بروید من هم پس از مهیا شدن می آیم. آنها فکر کردند که پیر خسته است و توان پیاده راه رفتن تا بالای تپه را ندارد ضمناً احتمال می دادند اگر او بیاید از سرعتشان کم می شود و ممکن است نرسند به موقع باز گردند پس دیگر از وی چیزی نپرسیدند و رفتند.

راه قدری دراز بود و آفتاب شدید، مردم هم در حالی که سجاده ای در یک دستشان بود و با دست دیگر تسبیحی گرفته بودند تا ذکرهایشان را بشمارند در حرکت بودند ظهر که از نیمه گذشت به بالای تپه رسیدند و به پیش نمازی همان بزرگی که پیشنهاد نماز را مطرح کرده بود، به نماز ایستادند . پس از نماز هم تا مغرب همانجا ماندند سپس نماز مغرب وعشا را  خواندند و بازگشتند.

در راه بازگشت نیم نگاهی به آسمان داشتند تا شاید باران بیاید؛ راه هنوز از نیمه نگذشته بود که پیرمرد را دیدند، در حالی که چتری در دست داشت و به سمت تپه می رفت.

در نوشتن این داستان از جمله ای که دوستم آرش گفته بود الهام گرفتم. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

+ نوشته شده توسط سمواتیان در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت |